Translation of "appellate" into Persian

استینافی, (حقوق) وابسته به پژوهش خواهی یا استیناف, استیناف دهنده are the top translations of "appellate" into Persian.

appellate adjective grammar

Describing something that is appealed to, particularly an appellate court that hears appeals of decisions by a lower court. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • استینافی

    The appellate court disagreed.

    دادگاه استینافی مخالف این حرف بود.

  • (حقوق) وابسته به پژوهش خواهی یا استیناف

  • استیناف دهنده

    adjective
  • تجدید نظری

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "appellate" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "appellate" with translations into Persian

  • قابل استیناف یامراجعه
  • دادگاه استیناف
  • تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
  • استیناف · اسم · خواندن (به نام) · صدا زدن (با ذکر نام) · عنوان · لقب · نام · نامگذاری · وجه تسمیه
  • (قدیمی) اسم خاص · (قدیمی) وابسته به اسم خاص · اسم · اسمی · عنوان · نام · نامگذاری · نامی · وابسته به نامیدن یا نام گذاری · وجه تسمیه · کنیه
  • (فرانسه) · توضیح روی برچسب برخی مشروبات الکلی ساخت فرانسه که نوع و مرغوبیت و محل تولید و مشخصات دیگر مشروب را معلوم می کند · مشروب الکلی تضمین شده
  • دادگاه استينافى
  • (حقوق) · استیناف دهنده · استینافی · فرجام خواه · هدنهد فانيتسا · وابسته به استیناف یا پژوهش خواهی · وابسته به تجدید نظر · پژوهش خواه
Add

Translations of "appellate" into Persian in sentences, translation memory