Translation of "appellation" into Persian
نام, اسم, لقب are the top translations of "appellation" into Persian.
appellation
noun
grammar
A name, title, or designation. [..]
-
نام
nounI shall enumerate them by their fore castle appellation
نام آنها را همان گونه که ملاحان به آنها دادهاند می شمارم
-
اسم
nounLet us explain whence this appellation was derived.
بگوییم که این اسم از کجا برای این خانه آمده بود.
-
لقب
nounHow can she find any appellation for them, deep enough in familiar vulgarity?
چه لقب و عنوانی میتواند به رایشان پیدا کند که کاملاً پیشپاافتاده باشد؟
-
Less frequent translations
- وجه تسمیه
- عنوان
- نامگذاری
- استیناف
- خواندن (به نام)
- صدا زدن (با ذکر نام)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "appellation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "appellation"
Phrases similar to "appellation" with translations into Persian
-
قابل استیناف یامراجعه
-
دادگاه استیناف
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
-
(قدیمی) اسم خاص · (قدیمی) وابسته به اسم خاص · اسم · اسمی · عنوان · نام · نامگذاری · نامی · وابسته به نامیدن یا نام گذاری · وجه تسمیه · کنیه
-
(فرانسه) · توضیح روی برچسب برخی مشروبات الکلی ساخت فرانسه که نوع و مرغوبیت و محل تولید و مشخصات دیگر مشروب را معلوم می کند · مشروب الکلی تضمین شده
-
دادگاه استينافى
-
(حقوق) وابسته به پژوهش خواهی یا استیناف · استیناف دهنده · استینافی · تجدید نظری
-
(حقوق) · استیناف دهنده · استینافی · فرجام خواه · هدنهد فانيتسا · وابسته به استیناف یا پژوهش خواهی · وابسته به تجدید نظر · پژوهش خواه
Add example
Add