Translation of "aspirator" into Persian

بادکش, مکشگر, مکینه are the top translations of "aspirator" into Persian.

aspirator noun grammar

A pump which draws gas through a liquid. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بادکش

  • مکشگر

  • مکینه

  • Less frequent translations

    • هواکش
    • (پزشکی - دستگاهی که مایعات و گاز جمع شده در اندام بدن را بیرون می کشد) هواکش
    • دستگاه مکنده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "aspirator" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "aspirator" with translations into Persian

  • آسپیراسیون ریوی
  • پاشید · پاشیده شد
  • ارزو کننده · مشتاق
  • بزل مفصل
  • (آواشناسی) دمش · (پزشکی) برون مکیدن (آب یا گاز از اندام) · آرزو · آرزو، انتظار · آرزومندی · آرمان · ارزو · استنشاق · بلند همتی · تو کشیدن هوا · جاه طلبی · درون دم · دلخواست · دم فرو بردن · دمیدگی · مراد دل · مکش · هدف یا چیز مورد دلخواه · کام
  • (در انگلیسی) صدای حرف h (که همراه با بیرون دادن هوا ادامی شود) · (زبان شناسی و آواشناسی) دمیده · (پزشکی) برون مکیدن (آب یا گاز از درون اندام) · با دمش · با دمش ادا کردن (برخی حروف بی صدا را با بیرون دادن هوا از دهان اداکردن) · حرف بی صدای دمش دار (مانند p و t) · دمشی · مکش کردن · وات دمیده (aspirated هم می گویند)
  • آرزومند · جویا · خواهان · مشتاق · ملتمس
  • (از ته دل) آرزومند · (سخت) مشتاق · خواهان · رویاگرای · ملتمس
Add

Translations of "aspirator" into Persian in sentences, translation memory