Translation of "aspirer" into Persian
مشتاق, ارزو کننده are the top translations of "aspirer" into Persian.
aspirer
noun
grammar
One who aspires to something. [..]
-
مشتاق
much less worth aspiring to?
بیشتر از آنچه که آنها مشتاق آن هستند.
-
ارزو کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "aspirer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "aspirer" with translations into Persian
-
آسپیراسیون ریوی
-
پاشید · پاشیده شد
-
بزل مفصل
-
(آواشناسی) دمش · (پزشکی) برون مکیدن (آب یا گاز از اندام) · آرزو · آرزو، انتظار · آرزومندی · آرمان · ارزو · استنشاق · بلند همتی · تو کشیدن هوا · جاه طلبی · درون دم · دلخواست · دم فرو بردن · دمیدگی · مراد دل · مکش · هدف یا چیز مورد دلخواه · کام
-
(در انگلیسی) صدای حرف h (که همراه با بیرون دادن هوا ادامی شود) · (زبان شناسی و آواشناسی) دمیده · (پزشکی) برون مکیدن (آب یا گاز از درون اندام) · با دمش · با دمش ادا کردن (برخی حروف بی صدا را با بیرون دادن هوا از دهان اداکردن) · حرف بی صدای دمش دار (مانند p و t) · دمشی · مکش کردن · وات دمیده (aspirated هم می گویند)
-
آرزومند · جویا · خواهان · مشتاق · ملتمس
-
(از ته دل) آرزومند · (سخت) مشتاق · خواهان · رویاگرای · ملتمس
-
(پزشکی - دستگاهی که مایعات و گاز جمع شده در اندام بدن را بیرون می کشد) هواکش · بادکش · دستگاه مکنده · مکشگر · مکینه · هواکش
Add example
Add