Translation of "attemptable" into Persian

کوشیدنی, درمعرض سوء قصد, قابل صرف جدیت are the top translations of "attemptable" into Persian.

attemptable adjective grammar

Capable of being attempted, tried, or attacked. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کوشیدنی

  • درمعرض سوء قصد

  • قابل صرف جدیت

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "attemptable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "attemptable" with translations into Persian

  • خواسته · قصد کرد · کوشش کرد · کوشید
  • (به قصد جان) حمله کردن · (قدیمی) وسوسه کردن · آزمودن · تلاش · جد و جهد · جهد · جهد کردن · سعی · سعی بلیغ · سعی کردن · سنجیدن · قصد · مجاهدت · محک زدن · کوشش · کوشش کردن · کوشیدن
  • یراک قفومان ششوك
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • (به قصد جان) حمله کردن · (قدیمی) وسوسه کردن · آزمودن · تلاش · جد و جهد · جهد · جهد کردن · سعی · سعی بلیغ · سعی کردن · سنجیدن · قصد · مجاهدت · محک زدن · کوشش · کوشش کردن · کوشیدن
Add

Translations of "attemptable" into Persian in sentences, translation memory