Translation of "attempted" into Persian

خواسته, قصد کرد, کوشش کرد are the top translations of "attempted" into Persian.

attempted adjective verb grammar

Tried, with the connotation of failure. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خواسته

    The man attempted to step out of his circle of flame, but the wolves surged to meet him.

    هانری خواست از حصار آتشین بگذرد ولی گـرکها در جل وش سـبز شدند.

  • قصد کرد

    I made several attempts to get out of their way

    چند بار قصد کردم تا از نگاههای او پرهیز کنم

  • کوشش کرد

    Twice they had attempted to attack this point

    از این جهت دو بار برای حمله و تصرف این نقطه کوشش کرد

  • کوشید

    Le Cabuc attempted to resist, but he seemed to have been seized by a superhuman hand.

    لوکابوک کوشید تا مقاومتی کند اما مثل این بود که یک پنجه فوق بشری نگاهش داشته بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "attempted" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "attempted" with translations into Persian

  • (به قصد جان) حمله کردن · (قدیمی) وسوسه کردن · آزمودن · تلاش · جد و جهد · جهد · جهد کردن · سعی · سعی بلیغ · سعی کردن · سنجیدن · قصد · مجاهدت · محک زدن · کوشش · کوشش کردن · کوشیدن
  • درمعرض سوء قصد · قابل صرف جدیت · کوشیدنی
  • یراک قفومان ششوك
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • (به قصد جان) حمله کردن · (قدیمی) وسوسه کردن · آزمودن · تلاش · جد و جهد · جهد · جهد کردن · سعی · سعی بلیغ · سعی کردن · سنجیدن · قصد · مجاهدت · محک زدن · کوشش · کوشش کردن · کوشیدن
Add

Translations of "attempted" into Persian in sentences, translation memory