Translation of "baldness" into Persian
طاسی, بیمویی, بی لطافتی are the top translations of "baldness" into Persian.
baldness
noun
grammar
The state of being bald (said of a human). [..]
-
طاسی
I know an old woman of sixty five who ran away with a bald headed young tinker once.
یک پیر زن شصتوپنج ساله را میشناختم که یک وقت با رفوگر جوان کله طاسی گریخت.
-
بیمویی
-
بی لطافتی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "baldness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "baldness"
Phrases similar to "baldness" with translations into Persian
-
اکراس کچل جنوبی
-
در حال کچل یا تاس شدن
-
(برخی حیوانات و پرندگان) دارای پر یا موی سفید بر فرق سر · برهنه · بیابانی · تاس · داغ سر · روخ · رک و راست · صاف و پوست کنده · طاس · عاری از گیاه · عریان · لخت · لخت و لم یزرع · پررو · کاکل سفید · کل · کچل · گر
-
شارل تاس
-
(جانورشناسی) عقاب گر (Haliaetus leucocephalus - بومی امریکای شمالی - نشان ملی ایالات متحده امریکا) · عقاب سرسفید · عقاب گر · کلمرغ
-
اکراس کچل شمالی
-
طاس · کچل
-
کچل
Add example
Add