Translation of "blameful" into Persian

مقصر, عیبجو, تقصیر کار are the top translations of "blameful" into Persian.

blameful adjective grammar

blameworthy [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مقصر

    I as well as you am to blame.

    منم به اندازه تو مقصر هستم.

  • عیبجو

  • تقصیر کار

  • Less frequent translations

    • مقصر ساز
    • نکوهش پذیر
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "blameful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "blameful" with translations into Persian

  • Blame · اتهام · اشتباه · انتقادکردن · بی برگ · تقصیر · تقصیر کار دانستن · سر در گم · سرزنش · سرزنش کردن · عتاب · عیب · عیبجویی · لغزش · مقصر دانستن · مقصر شناختن · ملامت · ملامت کردن · نکوهش · نکوهش کردن · نکوهیدن · گله کردن · گناه
  • بی برگ · سر در گم · لعنتی · ملعون
  • Blame · اتهام · اشتباه · انتقادکردن · بی برگ · تقصیر · تقصیر کار دانستن · سر در گم · سرزنش · سرزنش کردن · عتاب · عیب · عیبجویی · لغزش · مقصر دانستن · مقصر شناختن · ملامت · ملامت کردن · نکوهش · نکوهش کردن · نکوهیدن · گله کردن · گناه
  • Blame · اتهام · اشتباه · انتقادکردن · بی برگ · تقصیر · تقصیر کار دانستن · سر در گم · سرزنش · سرزنش کردن · عتاب · عیب · عیبجویی · لغزش · مقصر دانستن · مقصر شناختن · ملامت · ملامت کردن · نکوهش · نکوهش کردن · نکوهیدن · گله کردن · گناه
  • Blame · اتهام · اشتباه · انتقادکردن · بی برگ · تقصیر · تقصیر کار دانستن · سر در گم · سرزنش · سرزنش کردن · عتاب · عیب · عیبجویی · لغزش · مقصر دانستن · مقصر شناختن · ملامت · ملامت کردن · نکوهش · نکوهش کردن · نکوهیدن · گله کردن · گناه
Add

Translations of "blameful" into Persian in sentences, translation memory