Translation of "blanched" into Persian

خاکستری, دارای رنگ خاکستری, شبیه خاکستر are the top translations of "blanched" into Persian.

blanched adjective verb grammar

lacking complexion or color [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خاکستری

    adjective
  • دارای رنگ خاکستری

    adjective
  • شبیه خاکستر

    adjective
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "blanched" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "blanched" with translations into Persian

  • (کلاه بلند و سفید که سرآشپزها می پوشند) کلاه سفید · کلاه آشپزی
  • (فرانسه) · آزادی عمل · اختیار تام · اختیار نامحدود · اختیار کامل · کارت بلانش · کارت سفید · کاغذ سفید
  • سفید کردن · سپیدسازی
  • (برای ترد و سفید نگه داشتن ساقه ی کرفس و غیره) زیر خاک کردن · (به منظور سفید کردن یا پوست کندن و غیره) در آب جوش فرو کردن · (فلز کاری) با اسید مالی سفید کردن · از نور محروم کردن · با روکش قلع پوشاندن (مثل حلبی) · رنگ رفتن · رنگ پریده یا رنگ رفته کردن یا شدن · سفید کردن یا شدن · فلز خام
Add

Translations of "blanched" into Persian in sentences, translation memory