Translation of "bleating" into Persian

بع بع is the translation of "bleating" into Persian.

bleating noun verb grammar

Present participle of bleat. The crying of a little lamb. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بع بع

    noun

    Drowsy pigs were burrowing in the earth with their snouts, calves were bleating, lambs baaing

    خوکها چرتزنان پوزهشان را در زمین فرومیکردند، گوسالهها نفیر میکشیدند و میشها بع بع میکردند.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bleating" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bleating" with translations into Persian

  • (با آه و ناله یا حماقت یا پرخاش) حرف زدن · (در مورد گوسفند و بز و غیره) بع بع کردن · بع بع · داد و قال کردن · شکوه · صدایی شبیه بع بع کردن · مزخرفات · نعره زدن · پرخاش
  • (با آه و ناله یا حماقت یا پرخاش) حرف زدن · (در مورد گوسفند و بز و غیره) بع بع کردن · بع بع · داد و قال کردن · شکوه · صدایی شبیه بع بع کردن · مزخرفات · نعره زدن · پرخاش
  • (با آه و ناله یا حماقت یا پرخاش) حرف زدن · (در مورد گوسفند و بز و غیره) بع بع کردن · بع بع · داد و قال کردن · شکوه · صدایی شبیه بع بع کردن · مزخرفات · نعره زدن · پرخاش
  • (با آه و ناله یا حماقت یا پرخاش) حرف زدن · (در مورد گوسفند و بز و غیره) بع بع کردن · بع بع · داد و قال کردن · شکوه · صدایی شبیه بع بع کردن · مزخرفات · نعره زدن · پرخاش
Add

Translations of "bleating" into Persian in sentences, translation memory