Translation of "brace" into Persian
زوج, محکم بستن, بند are the top translations of "brace" into Persian.
brace
verb
noun
grammar
To prepare for something bad, as an impact or blow. All hands, brace for impact! [..]
-
زوج
noun -
محکم بستن
verb -
بند
verb nounAnother petitioner, answered the man with the braces.
مردی که بند شلوار داشت جواب داد: یک نفر عریضه آورده.
-
Less frequent translations
- دو
- جفت
- بست
- آکولاد
- دوتا
- پشتواره
- گیره
- نگهدار
- بادبند
- پشتاره
- دوبیتی
- زوجی
- مته
- معلق
- (امریکا - خودمانی) تکدی کردن
- (انگلیس - جمع) بندشلوار (در امریکا می گویند: suspenders)
- (با دست و پا) محکم گرفتن
- (با طناب دیرک) بادبان را حرکت دادن
- (با محکم کشیدن) سفت یا تنگ کردن
- (در مورد هفت تیر و سگ شکاری و حیوان شکارشده و غیره) جفت
- (دریانوردی) طنابی که به دیرک افقی بادبان وصل است (و برای حرکت دادن بادبان به کار می رود)
- (معماری) شمع
- (معمولا جمع) وسیله ی تقویت عضوی از بدن (که معمولا با تسمه یا سیم می بندند) 3
- (مکانیک) بدنه ی مته (نه سر آن)
- ابرو 2
- ابزار کشش سیم (برای کم کردن آویختگی) 1
- استوار کردن
- انرژی دادن
- این علامت : (
- بست زدن به
- تثبیت کردن
- تر و تازه کردن
- خود راآماده کردن
- دو نفری
- دوتا 0
- شاداب و سالم کردن
- شماره دو
- شمعک زدن به
- طلب وام کردن
- فرح بخش
- محکم کشیدن
- نیرو و تندرستی دادن
- پشت بند
- پشت بند زدن به
- پشتاره (پشتواره) زدن
- پیه چیزی را به خود مالیدن
- چند قلو
- گیره یا هر چیزی که دو چیز را در جای خود نگه دارد
- یک بیت شعر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "brace" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "brace"
Phrases similar to "brace" with translations into Persian
-
(کالسکه) تسمه ی فنر · تسمه ی زیر اتاق
-
براکت ارتودنسی
-
(مکانیک) مته ی دستی
-
آکولاد چپ
-
آکولاد راست
-
انگیزگر · تر و تازه کننده · سرزنده وبشاش · فرح بخش · مقوی · نیروبخش · هرچیزی که brace کند (رجوع شود به brace) · پاکیزه · پشتواره
-
مسلم
-
تیرک/دیرک افقی بادبان
Add example
Add