Translation of "braces" into Persian
تیرک/دیرک افقی بادبان is the translation of "braces" into Persian.
braces
verb
noun
Plural form of brace. [..]
-
تیرک/دیرک افقی بادبان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "braces" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "braces"
Phrases similar to "braces" with translations into Persian
-
(کالسکه) تسمه ی فنر · تسمه ی زیر اتاق
-
براکت ارتودنسی
-
(مکانیک) مته ی دستی
-
(امریکا - خودمانی) تکدی کردن · (انگلیس - جمع) بندشلوار (در امریکا می گویند: suspenders) · (با دست و پا) محکم گرفتن · (با طناب دیرک) بادبان را حرکت دادن · (با محکم کشیدن) سفت یا تنگ کردن · (در مورد هفت تیر و سگ شکاری و حیوان شکارشده و غیره) جفت · (دریانوردی) طنابی که به دیرک افقی بادبان وصل است (و برای حرکت دادن بادبان به کار می رود) · (معماری) شمع · (معمولا جمع) وسیله ی تقویت عضوی از بدن (که معمولا با تسمه یا سیم می بندند) 3 · (مکانیک) بدنه ی مته (نه سر آن) · آکولاد · ابرو 2 · ابزار کشش سیم (برای کم کردن آویختگی) 1 · استوار کردن · انرژی دادن · این علامت : ( · بادبند · بست · بست زدن به · بند · تثبیت کردن · تر و تازه کردن · جفت · خود راآماده کردن · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · دوتا 0 · زوج · زوجی · شاداب و سالم کردن · شماره دو · شمعک زدن به · طلب وام کردن · فرح بخش · مته · محکم بستن · محکم کشیدن · معلق · نگهدار · نیرو و تندرستی دادن · پشت بند · پشت بند زدن به · پشتاره · پشتاره (پشتواره) زدن · پشتواره · پیه چیزی را به خود مالیدن · چند قلو · گیره · گیره یا هر چیزی که دو چیز را در جای خود نگه دارد · یک بیت شعر
-
آکولاد چپ
-
آکولاد راست
-
انگیزگر · تر و تازه کننده · سرزنده وبشاش · فرح بخش · مقوی · نیروبخش · هرچیزی که brace کند (رجوع شود به brace) · پاکیزه · پشتواره
-
مسلم
Add example
Add