Translation of "bully" into Persian

قلدر, زورگو, گوشت are the top translations of "bully" into Persian.

bully adjective verb noun interjection grammar

A person who is cruel to others, especially those who are weaker or have less power. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قلدر

    noun

    If you have a problem with a bully, I need you to speak to a teacher.

    اگه با یه قلدر مشکل داری بهتره.با معلمت صحبت کنی !

  • زورگو

    If I am confronted by a bully, what will I do or say?

    هنگام روبرو شدن با شخصی زورگو، چه واکنشی نشان خواهم داد؟

  • گوشت

    noun

    My eleven tins of bully beef had been left

    یازده قوطی کنسرو گوشت گوساله من بجا مانده بود.

  • Less frequent translations

    • قلچماق
    • شیک
    • همراه
    • ترساندن
    • هلویی
    • سرزنده
    • (امریکا - عامیانه) عالی
    • (انگلیس - محلی) همدم
    • (حرف ندا) خوب !
    • (قدیمی) آدم شریف
    • (قدیمی) آدمکش مزدور
    • (قدیمی) جاکش
    • احسن !
    • بارک الله !
    • تحکیم کردن
    • تشر زدن
    • خوش تیپ
    • خوش لباس
    • خیلی خوب
    • زورگویی کردن
    • شاد و خرم
    • شخص خشن
    • شیک پوش
    • ضعیف کش
    • ظلم و جور کردن
    • عتاب کردن
    • قلدری کردن
    • لاف زدن
    • مرد خوب
    • کنسرو گوشت گاو
    • گردن کلفت
    • گردن کلفتی کردن
    • گوشت گاو قوطی شده
    • گوشت گاو پخته و نمک زده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bully" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bully" with translations into Persian

  • (گیاه شناسی) سیب ستاره (انواع درختان حاره ی امریکا از خانواده ی sapodilla)
  • قلدری
  • خدا زده
  • آدم خشن و زورگو (به ویژه تبهکار مزدور)
  • مسند زورگویی · مقام و قدرت که برای پیشبرد هدف های فردی مورد سو استفاده قرار گیرد
  • قلدری جنسی
  • قلدری
  • قلدری جنسی
Add

Translations of "bully" into Persian in sentences, translation memory