Translation of "bullying" into Persian

قلدری is the translation of "bullying" into Persian.

bullying noun adjective verb grammar

An act of intimidating a weaker person to do something, especially such repeated coercion. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قلدری

    use of force or coercion to abuse or intimidate others

    It's not about bullying my vision or anything like that.

    و از نگاه من این در مورد قلدری و یا هر چیز دیگری شبیه با این نیست.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bullying" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "bullying"

Phrases similar to "bullying" with translations into Persian

  • (گیاه شناسی) سیب ستاره (انواع درختان حاره ی امریکا از خانواده ی sapodilla)
  • خدا زده
  • (امریکا - عامیانه) عالی · (انگلیس - محلی) همدم · (حرف ندا) خوب ! · (قدیمی) آدم شریف · (قدیمی) آدمکش مزدور · (قدیمی) جاکش · احسن ! · بارک الله ! · تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · خوش تیپ · خوش لباس · خیلی خوب · زورگو · زورگویی کردن · سرزنده · شاد و خرم · شخص خشن · شیک · شیک پوش · ضعیف کش · ظلم و جور کردن · عتاب کردن · قلدر · قلدری کردن · قلچماق · لاف زدن · مرد خوب · هلویی · همراه · کنسرو گوشت گاو · گردن کلفت · گردن کلفتی کردن · گوشت · گوشت گاو قوطی شده · گوشت گاو پخته و نمک زده
  • آدم خشن و زورگو (به ویژه تبهکار مزدور)
  • مسند زورگویی · مقام و قدرت که برای پیشبرد هدف های فردی مورد سو استفاده قرار گیرد
  • قلدری جنسی
  • (امریکا - عامیانه) عالی · (انگلیس - محلی) همدم · (حرف ندا) خوب ! · (قدیمی) آدم شریف · (قدیمی) آدمکش مزدور · (قدیمی) جاکش · احسن ! · بارک الله ! · تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · خوش تیپ · خوش لباس · خیلی خوب · زورگو · زورگویی کردن · سرزنده · شاد و خرم · شخص خشن · شیک · شیک پوش · ضعیف کش · ظلم و جور کردن · عتاب کردن · قلدر · قلدری کردن · قلچماق · لاف زدن · مرد خوب · هلویی · همراه · کنسرو گوشت گاو · گردن کلفت · گردن کلفتی کردن · گوشت · گوشت گاو قوطی شده · گوشت گاو پخته و نمک زده
  • (امریکا - عامیانه) عالی · (انگلیس - محلی) همدم · (حرف ندا) خوب ! · (قدیمی) آدم شریف · (قدیمی) آدمکش مزدور · (قدیمی) جاکش · احسن ! · بارک الله ! · تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · خوش تیپ · خوش لباس · خیلی خوب · زورگو · زورگویی کردن · سرزنده · شاد و خرم · شخص خشن · شیک · شیک پوش · ضعیف کش · ظلم و جور کردن · عتاب کردن · قلدر · قلدری کردن · قلچماق · لاف زدن · مرد خوب · هلویی · همراه · کنسرو گوشت گاو · گردن کلفت · گردن کلفتی کردن · گوشت · گوشت گاو قوطی شده · گوشت گاو پخته و نمک زده
Add

Translations of "bullying" into Persian in sentences, translation memory