Translation of "bureau" into Persian
دفتر, اداره, دیوان are the top translations of "bureau" into Persian.
bureau
noun
grammar
desk, usually with a cover and compartments for storing papers etc. located above the level of the writing surface rather than underneath [..]
-
دفتر
nountranslations to be checked [..]
According to their ledger, the telegram was sent from a bureau in the city.
طبق گفته دفتر کلشون ، تلگرام از يه اداره در داخل شهر فرستاده شده بود
-
اداره
nounThe credit bureau has instructed me to destroy this card.
اداره اعتبارات به من دستور دادن تا اين کارت رو نابود کنم.
-
دیوان
noun
-
Less frequent translations
- کمد
- هرادا
- آژانس
- office
- دایره
- daftar
- دفترخانه
- شعبه
- (انگلیس) میز تحریر تاشو و کشودار
- (بیشتر در امریکا و کانادا) نمایندگی
- اداره ی کل
- اشکاف یا کمد کشودار
- دفتر خانه، اداره
- ميز کشودار
- میز تحریر
- میز کشودار یا خانه دار
- گنجه ی کشودار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bureau" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "bureau"
Phrases similar to "bureau" with translations into Persian
-
اداره ی هواشناسی
-
)سیاب( یکرمگ و یترجاهم نیناوق یرجم هرادا
-
یرامش رس هرادا
-
ناترجاهم و نادنورهش تامدخ هرادا
-
درومرد تاعالطا دناوتیم هک یناگرزاب هرادا( وريب سنزيب رتب).دهد رارق امش رایتخا رد ناگرزاب ای تراجت
-
مرکز اعتبارسنجی · موسسه ی اطلاعات اعتباری · موسسه ی اعتبار پژوهی (که در آن اعتبار و خوش معاملگی افراد را برای استفاده ی بانک ها ووام دهندگان و غیره مورد بررسی قرار می دهند) (credit agency هم می گویند)
-
افبیآی
-
دفتر کل بودجه
Add example
Add