Translation of "burdened" into Persian
(کشتیرانی) مسئول پرهیز از تصادم با کشتی دیگر, فاقد حق تقدم (در راندن در آب های شلوغ یا باریک) are the top translations of "burdened" into Persian.
burdened
adjective
verb
Simple past tense and past participle of burden . [..]
-
(کشتیرانی) مسئول پرهیز از تصادم با کشتی دیگر
-
فاقد حق تقدم (در راندن در آب های شلوغ یا باریک)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "burdened" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "burdened" with translations into Persian
-
(سابقا برای توجیه مستعمره داری) وظیفه ی نژاد سفید نسبت به مردم کشورهای عقب افتاده و متمدن کردن آنها
-
سربار دوایر
-
جانوران کاری
-
هزینه های غیر مستقیم کارخانه، سربار کارخانه
-
حیوان باری · چارپای باربر · چهارپا
-
بار اضافی مالیات
-
هزینه سربار
-
بار مالیاتی
Add example
Add