Translation of "bushes" into Persian

بوته ها is the translation of "bushes" into Persian.

bushes noun

Plural form of bush. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بوته ها

    There's a lot of things that live out in the bush.

    یه عالمه جک و جونور لای بوته ها هست.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bushes" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Bushes proper

plural of [i]Bush[/i]

+ Add

"Bushes" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Bushes in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "bushes" with translations into Persian

  • لوبياهاي بوتهاي (فازئولوس)
  • (جانورشناسی) گونه های نخستیان میمون مانند جنگل های حاره ی افریقا از تیره ی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
  • (گیاه شناسی) لوبیای بته ای (انواع گیاهان لوبیای معمولی Phaseolus vulgaris که بته دارتر و پرپشت تر از گونه های دیگر لوبیا هستند)
  • سیاهدانه دمشقی
  • (امریکا - خودمانی) ناپیشه کار و ناشی · (خودمانی) ریش (به ویژه اگر بلند و پرپشت باشد) · (مانند بته) پرپشت وگسترده شدن یا بودن · (معمولا با: the) بوته زار وحشی · (مهجور) شاخه ی پاپیتال که سابقا نشان شراب بود و بر تابلوی میخانه ها می کشیدند · (مهجور) میخانه · (مکانیک) بوش زدن · (گیاه کوتاهی که به جای یک ساقه ی اصلی چندین ساقه ی گسترنده دارد) گیاه پرپشت · با بته آراستن یا پوشاندن یا احاطه کردن 0 · بته · بته زار · بته مانند (به ویژه دم جانور اگر پرپشت و فرچه مانند باشد) · بوته · بوته توت فرنگی · بی ارزش · بیاره · تیماس · جاروبک · جاروبک مانند · جاروبکی · جای دور افتاده · جای پوشیده از بته · جنگل · درختچه · سرزمین پربته و رام نشده و بی ساکن · فرچه مانند · لایی یا آستری زدن به · مالش · ناچیز 1 · هرچیز شبیه بته · گلبن
  • خورشیدی
  • سسک بیشه ژاپنی
Add

Translations of "bushes" into Persian in sentences, translation memory