Translation of "cabinet" into Persian
کابینه, کابینت, قفسه are the top translations of "cabinet" into Persian.
A storage closet either separate from, or built into, a wall. [..]
-
کابینه
noungroup of ministers [..]
The Prime Minister appointed them to key Cabinet posts.
نخست وزیر اینان را برای پست های کلیدی کابینه انتخاب کرد.
-
کابینت
nounstorage closet [..]
The tablecloth is in the cabinet.
رومیزی داخل کابینت است.
-
قفسه
nounIt was cabinets of processors and storage and everything.
قفسه هایی بود از پردازشگرها، ذخیره و همه چیزهای دیگر.
-
Less frequent translations
- کمد
- کابین
- اشکاف
- بوفه
- محفظه
- (امریکا - اغلب با C بزرگ) هیئت مشاوران رئیس جمهور
- (قدیمی) اتاق کوچک و خصوصی
- (گنجه ی شیشه دار که در آن اشیای بهادار یا زیبا را قرار می دهند) هزار بیشه
- جعبه ی رادیو (یا تلویزیون و غیره)
- خلوت گاه
- قفسه – هیئت دولت
- هیئت دولت
- هیئت وزیران
- وابسته به اشیای زینتی یا پر بها (که معمولا در قفسه یا ویترین قرار داده می شوند)
- وابسته به نجاری و کمدسازی
- وابسته به کابینه (یا هیئت مشاوران عالی)
- گروه مشاوران
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cabinet" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(inside the) Cabinet
"Cabinet" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Cabinet in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "cabinet"
Phrases similar to "cabinet" with translations into Persian
-
درودگری · كابينتسازي · نجاری · چوبکاری
-
ارزو تليه ريبد
-
قفسه بایگانی
-
دستگاه بازی آرکید
-
(انگلیس) کابینه ی خیالی حزب اقلیت · کابینه ی احتمالی
-
کابینه ایالات متحده آمریکا
-
جعبه ابزار
-
(امریکا - K و C بزرگ) مشاوران غیررسمی اندرو جکسون رئیس جمهور امریکا · قفسه یا کابینت آشپزخانه · مشاوران خودمانی