Translation of "canon" into Persian
کانن, قانون شرع, شرع are the top translations of "canon" into Persian.
canon
noun
grammar
Alternative spelling of canyon. [..]
-
کانن
form of music
In those days Montanelli was a canon; he was Director of the Theological Seminary at Pisa
مونتانلی در آن روزها یک کانن بود؛ مدیریت سمیناری علوم الهی پیزا را بر عهده داشت.
-
قانون شرع
-
شرع
noun
-
Less frequent translations
- کشیش
- اصل
- شرعیات
- همپوش
- کلیات
- سنجه
- ملاک
- تنگه
- دربند
- معیار
- مقررات
- (اغلب با C بزرگ) فهرست مقدسان کلیسای کاتولیک
- (در کلیساهای بزرگ یا وابسته به دانشگاه) کانن
- (موسیقی) متداخل
- (نادر) قانون
- آثار اساسی
- آثار اصیل (در مقابل آثاری که به غلط به کسی نسبت داده شده)
- بخش اصلی مراسم عشای ربانی
- بخش هایی از انجیل که (بنابر نظر برخی) توسط خداوند مستقیما الهام شده است
- بخش هایی از انجیل که اصیل و مورد قبول تشخیص داده شده است
- تصویب نامه
- حکم شرع
- رجوع شود به canon regular
- رجوع شود به canyon
- عضو گروه روحانی
- قانون کلیسا
- مجموعه ی آثار
- مجموعه ی قوانین کلیسا
- هم سوار
- کانون (سرپرست کشیشان)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "canon" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Canon
+
Add translation
Add
"Canon" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Canon in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "canon"
Phrases similar to "canon" with translations into Persian
-
تشریع · تقدیس · قدیسشدن
-
کنونیکال التیدی
-
(ریاضی)کانونیک · جزو بخش های اصیل و مورد قبول انجیل · رسمی · شرعی · طبق قوانین کلیسا · قانونی · متعارف · مورد قبول · کانونی · کشیشی
-
قانونی
-
ناظمهای کانون · کشیشی که از اصول و قوانین رهبانی و خانقاهی پیروی کند (ولی راهب نباشد)
-
شرعی بودن · وابستگی یا تطابق با قوانین مذهبی و کلیسایی
-
رجوع شود به canonry
-
کسوت رسمی کشیش (برای شرکت در مراسم رسمی و ادعیه)
Add example
Add