Translation of "canonic" into Persian

همپوش, (موسیقی) متداخل, رجوع شود به canonical are the top translations of "canonic" into Persian.

canonic adjective grammar

canonical [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • همپوش

  • (موسیقی) متداخل

  • رجوع شود به canonical

  • وابسته به آهنگ و آواز هم سوار (یا متداخل)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "canonic" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "canonic" with translations into Persian

  • تشریع · تقدیس · قدیسشدن
  • کنونیکال التیدی
  • (اغلب با C بزرگ) فهرست مقدسان کلیسای کاتولیک · (در کلیساهای بزرگ یا وابسته به دانشگاه) کانن · (موسیقی) متداخل · (نادر) قانون · آثار اساسی · آثار اصیل (در مقابل آثاری که به غلط به کسی نسبت داده شده) · اصل · بخش اصلی مراسم عشای ربانی · بخش هایی از انجیل که (بنابر نظر برخی) توسط خداوند مستقیما الهام شده است · بخش هایی از انجیل که اصیل و مورد قبول تشخیص داده شده است · تصویب نامه · تنگه · حکم شرع · دربند · رجوع شود به canon regular · رجوع شود به canyon · سنجه · شرع · شرعیات · عضو گروه روحانی · قانون شرع · قانون کلیسا · مجموعه ی آثار · مجموعه ی قوانین کلیسا · معیار · مقررات · ملاک · هم سوار · همپوش · کانن · کانون (سرپرست کشیشان) · کشیش · کلیات
  • (ریاضی)کانونیک · جزو بخش های اصیل و مورد قبول انجیل · رسمی · شرعی · طبق قوانین کلیسا · قانونی · متعارف · مورد قبول · کانونی · کشیشی
  • قانونی
  • ناظمهای کانون · کشیشی که از اصول و قوانین رهبانی و خانقاهی پیروی کند (ولی راهب نباشد)
  • شرعی بودن · وابستگی یا تطابق با قوانین مذهبی و کلیسایی
  • رجوع شود به canonry
Add

Translations of "canonic" into Persian in sentences, translation memory