Translation of "capsule" into Persian
کپسول, خلاصه, نیامچه are the top translations of "capsule" into Persian.
capsule
noun
verb
grammar
(physiology) A membranous envelope. [..]
-
کپسول
nounsmall container containing a dose of medicine [..]
Outside of that, we risk the capsule's recovery.
خارج از اون ، ما با خطر از دست دادن کپسول مواجه میشیم
-
خلاصه
noun -
نیامچه
-
Less frequent translations
- پوشندفضایی
- پوشینه
- گرزه
- پوشند
- گرز
- مجمل
- موجز
- اختصار
- (دارو سازی) پوشینه
- (در اصل) جلد یا غلاف کوچک
- (شیمی - قدیمی) تشتک (برای تبخیر کردن آبگونه ها)
- (فضاپیما) اتاقک فضاپیما (که سرنشینان و ابزار هدایت و غیره در آن قرار دارند و از فضاپیما جدا می شود)
- (مورد نگارش وغیره) چکیده
- (هواپیما) کابین برون پرتابی (کابین خلبان که هنگام نیاز از هواپیما جدا شده و با چتر فرود می آید)
- (کالبد شناسی) نیام یا لایه ای که برخی اندام را دربر می گیرد
- (گیاه شناسی - نیام یا حقه ای که تخم یا هاگ یا برچه و غیره در آن قرار دارد مانند حقه یا گرزه ی خشخاش) پوشند گیاهی
- به صورت چکیده ارایه کردن 0
- خلاصه کردن
- خلاصه ی رئوس مطالب
- لوازم خانگی (استوانک) گاز
- محفظه ای فضایی (اسم کامل آن : space capsule)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "capsule" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "capsule" with translations into Persian
-
کپسول داخلی
-
هتل کپسول
-
کپسول زمان · گنجانه ی زماندار (محفظه ای که در آن یاد بود و غیره می گذارند و در شالوده ی ساختمان دفن می کنند تا آیندگان آن را ببینند)
-
سفینه فضایی · فضا پیما
-
خلاصه کردن · در پوشینه یا کپسول قرار دادن · پوشند کردن · پوشینه کردن
-
در درون پوشینه (یا کپسول) · پوشینه ای (capsulated هم می گویند) · پوشینه دار
-
خلاصه کردن · در پوشینه یا کپسول قرار دادن · پوشند کردن · پوشینه کردن
Add example
Add