Translation of "carve" into Persian

تراشیدن, کندن, بریدن are the top translations of "carve" into Persian.

carve verb noun grammar

(archaic) To cut. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تراشیدن

    verb

    it's also natural to carve out exceptions to the golden rule.

    استثنا تراشیدن برای آن هم طبیعی است.

  • کندن

    Verb verb

    It's about carving out a space for trees.

    این یعنی کندن فضاهایی برای درختان.

  • بریدن

    verb

    cut meat

  • Less frequent translations

    • نقر، نقر کردن، حک، حکاکی
    • (بدن و گوشت پخته) لایه لایه بریدن
    • باریکه باریکه بریدن (با کارد)
    • تراشیدن (سنگ و چوب و غیره)
    • حجاری کردن
    • حک کردن
    • قاش کردن
    • قاچ کردن
    • منبت کاری کردن
    • کنده کاری
    • کنده کاری کردن
    • کندوکاو کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "carve" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "carve" with translations into Persian

  • ساتور · چاقوی بزرگ (و گاهی دندانه دار) · کارد گوشت بری
  • تراشيده · تراشیده شده · حک شده · منقور
  • کندهکاری استخوان
  • عرضه عمومی و فروش سهام شرکت فرعی
  • برش (با کارد) · حکاکی · مجسمه یا طرح حکاکی شده · منبت کاری · پیکر تراشی · کند و کاو · کنده کاری · کندهکاری
  • چنگال بزرگ (که داری دو سیخه است و برای نگهداشتن گوشت برشته در هنگام بریدن آن به کار می رود
  • ساتور · چاقوی بزرگ (و گاهی دندانه دار) · کارد گوشت بری
  • برش (با کارد) · حکاکی · مجسمه یا طرح حکاکی شده · منبت کاری · پیکر تراشی · کند و کاو · کنده کاری · کندهکاری
Add

Translations of "carve" into Persian in sentences, translation memory