Translation of "chill" into Persian
چاییدن, سرما, سرماخوردگی are the top translations of "chill" into Persian.
A moderate, but uncomfortable and penetrating coldness. [..]
-
چاییدن
to become cold
The pain in his side was indigestion, or a chill, or some such thing;
درد پهلویش به علت سوءهاضمه، چاییدن و یا چیزی از این قبیل بود؛
-
سرما
nounHe was sitting fixed, chilled, when the doorknob turned.
بیحرکت و سرما زده نشسته بود که دسته در چرخید.
-
سرماخوردگی
nounwith a sudden chill on the stomach put the final touch.
با یک سرماخوردگی در ناحیه شکم، مرگ فرا برسد.
-
Less frequent translations
- چایمان
- لرزه
- لرز
- چندش
- رعشه
- ترس
- ارتعاش
- هیجان
- ریجه
- زکام
- سردکردن
- فراشا
- مبرد
- چایشگری
- چندیدن
- اشمئزاز
- ترساندن
- دلسردی
- نزله
- بیم
- صدا
- (رفتار) سرد
- (فلزکاری) قالب سرد
- (ناگهان) هراساندن
- (هوا) سرد
- (هوا) سوزدار
- (چیز گرم را) سرد کردن (ولی نه به مرحله ی انجماد)
- احساس سردی کردن
- حس خارش
- خنک شدن
- خنک کردن
- خنک کردن یا شدن
- دچار چندش کردن
- ریخته گری چایشی (تبریدی)
- سرد ریز(ی)
- سرماخوردگی (خفیف)
- لرز کردن
- لرزه (در اثر ترس یا تنفر)
- هراس (ناگهانی)
- هول کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "chill" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(computing) an acronym for CCITT High Level Language [..]
"CHILL" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for CHILL in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "chill" with translations into Persian
-
خنکی · سرماخوردگی · چایمان
-
تب مالاریا · تب نوبه · تب و لرز
-
گوشت · گوشت تازه · گوشت یخی
-
خنک · سرد
-
ترسناک · خنكسازي · دلسردکننده · سردکننده · سرمایش · مرتعش · پيشسرمايش
-
آرامش
-
بادچایش · ضریب چایش (برآورد تقریبی اثر هوا و باد بر بدن انسان از راه محاسبه ی میزان حرارت از دست رفته) (windchill factor هم می گویند)
-
ترسناک · خنكسازي · دلسردکننده · سردکننده · سرمایش · مرتعش · پيشسرمايش