Translation of "chilled" into Persian

خنک, سرد are the top translations of "chilled" into Persian.

chilled adjective verb grammar

Cooled. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خنک

    adjective

    OK, according to the layout, the chilling towers are kept on the bottom level.

    خب ، با توجه به نقشه طراحي ، برج هاي خنک کننده طبقه پايين قرار دارند.

  • سرد

    adjective

    So we pressed forward all the chill darkness, riding for Odroh.

    لذاتمام شب سرد را به سوی عودروه به پیش تاختیم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "chilled" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "chilled" with translations into Persian

  • خنکی · سرماخوردگی · چایمان
  • تب مالاریا · تب نوبه · تب و لرز
  • (رفتار) سرد · (فلزکاری) قالب سرد · (ناگهان) هراساندن · (هوا) سرد · (هوا) سوزدار · (چیز گرم را) سرد کردن (ولی نه به مرحله ی انجماد) · احساس سردی کردن · ارتعاش · اشمئزاز · بیم · ترس · ترساندن · حس خارش · خنک شدن · خنک کردن · خنک کردن یا شدن · دلسردی · دچار چندش کردن · رعشه · ریجه · ریخته گری چایشی (تبریدی) · زکام · سرد ریز(ی) · سردکردن · سرما · سرماخوردگی · سرماخوردگی (خفیف) · صدا · فراشا · لرز · لرز کردن · لرزه · لرزه (در اثر ترس یا تنفر) · مبرد · نزله · هراس (ناگهانی) · هول کردن · هیجان · چایشگری · چایمان · چاییدن · چندش · چندیدن
  • گوشت · گوشت تازه · گوشت یخی
  • ترسناک · خنكسازي · دلسردکننده · سردکننده · سرمایش · مرتعش · پيشسرمايش
  • آرامش
  • بادچایش · ضریب چایش (برآورد تقریبی اثر هوا و باد بر بدن انسان از راه محاسبه ی میزان حرارت از دست رفته) (windchill factor هم می گویند)
  • (رفتار) سرد · (فلزکاری) قالب سرد · (ناگهان) هراساندن · (هوا) سرد · (هوا) سوزدار · (چیز گرم را) سرد کردن (ولی نه به مرحله ی انجماد) · احساس سردی کردن · ارتعاش · اشمئزاز · بیم · ترس · ترساندن · حس خارش · خنک شدن · خنک کردن · خنک کردن یا شدن · دلسردی · دچار چندش کردن · رعشه · ریجه · ریخته گری چایشی (تبریدی) · زکام · سرد ریز(ی) · سردکردن · سرما · سرماخوردگی · سرماخوردگی (خفیف) · صدا · فراشا · لرز · لرز کردن · لرزه · لرزه (در اثر ترس یا تنفر) · مبرد · نزله · هراس (ناگهانی) · هول کردن · هیجان · چایشگری · چایمان · چاییدن · چندش · چندیدن
Add

Translations of "chilled" into Persian in sentences, translation memory