You may be interested in checking these words as well:

circle

Translation of "circling" into Persian

circling noun verb grammar

Present participle of circle. [..]

Automatic translations of "circling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"circling" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for circling in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "circling" with translations into Persian

  • دایره ی یک طرفه (مسیر گرد و یک طرفه در چهارراه ها و غیره برای تسهیل رفت و آمد) · فلکه
  • تربیع دایره
  • دوایر متحد المرکز
  • (نجوم) دایره ی قائم · هچ پرگیر
  • دایره پنجمها
  • مدار
  • (امریکا- در برخی کارخانه ها) شورای بهسازی فرآوری
  • (در سالن تئاتر و غیره) ردیف صندلی های بالکن · (در مورد رویداد وغیره) رویدادی که به صورت چرخه ای از یک نقطه آغاز و در همان نقطه پایان می یابد · (در گذشته به ویژه در آلمان) استان · (دور چیزی را) فرا گرفتن · (دور چیزی) گشتن · (شعر قدیم) مدار یا مسیر ستاره · (منطق) استدلال حلقوی · آویژگان · احاطه کردن · استدلال پرگر (استدلالی که نتیجه و فرض آن یا صغری و کبری آن به جای اثبات یکدیگر همدیگر را تکرارمی کنند) 4 · باند · بخشی از یک ناحیه 0 · برهون · تیررس · جرگه · حلقه · حلقه زدن · حلقه ی دوستان (و غیره) · دامنه great circle -11 2 · دایره · دایره کشیدن · دسته · دور زدن · دوره · رسن · ریسمان · طناب · عرض جغرافیایی 3 · فلکه · محفل · محیط · مدار · مدور ساختن · مندل · میدان · هر چیز گرد یا دایره مانند (مثلا هاله و تاج و انگشتر و حلقه) · وسعت · پرهون · پرگر · پیرامون · چرخ زدن · چرخه · چرخیدن · چنبر · گردک · گردی · گسترش
Add

Translations of "circling" into Persian in sentences, translation memory