Translation of "coming" into Persian
آینده, آمدن, وارد are the top translations of "coming" into Persian.
coming
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of come. [..]
-
آینده
adjectiveThey spoke with zeal of the coming baseball season.
با شور و حرارت درباره فصل آینده بازی به یس بال صحبت میکردند.
-
آمدن
verbGo, do not wait, the night is coming.
برو، منتظر نمان، شب در حال آمدن است.
-
وارد
nounIt was positively disagreeable to her to think that Anna was coming to see her immediately.
حتی خوش نداشت که آنا برای گفتگو با او وارد شود.
-
Less frequent translations
- ورود
- آتی
- فرارسیدن
- امیدبخش
- آتیه دار
- آینده دار
- شور و هیجان
- نزدیکی (از نظر زمان)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "coming" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "coming" with translations into Persian
-
به هوش آمدن · تکرار شدن · سر زدن
-
(آمریکا - عامیانه) به سزای خود رسیدن 0 · (به ارث) رسیدن 1 · (به ذهن) خطور کردن · (حرف ندا حاکی از بی صبری یا انتقاد یا ناخشنودی) ای بابا! · (در فکر) تکوین یافتن · (عامیانه) انزال کردن · (متداول یا شل و غیره) شدن 2 · آمدن · آمدن (آب منی) 5 · اتفاق افتادن · ادامه داشتن · از محل بخصوصی بودن (با from) · از نسل و تبار بخصوصی بودن · باضافه · بالغ شدن بر (با: to) 4 · به دست آمدن · به وقوع پیوستن · به یاد آمدن · بیا! · جلو رفتن · حاصل شدن · دانه · در دسترس بودن 3 · در رسیدن · رخ دادن · رسیدن · رفتن · روی آوردن · روی دادن · موفق شدن · ناشی شدن از · نطفه · هنگامیکه 6 · وارد شدن · وجود داشتن · وقوع، حدوث، واقع شدن، اتفاق افتادن، درگرفتن · ول کن بابا! · پیش رفتن · گذراندن
-
هوای تازه
-
با دست پر برگشتن · سربلند بیرون آمدن · سربلند شدن
-
برگشتن
Add example
Add