Translation of "compassion" into Persian
رحم, دلسوزی, شفقت are the top translations of "compassion" into Persian.
Deep awareness of the suffering of another, coupled with the wish to relieve it [..]
-
رحم
noundeep awareness of the suffering of another [..]
Because I didn't have enough compassion for that.
زیرا به قدر کافی دل رحم نبودم که آن کار را انجام دهم.
-
دلسوزی
nounDeep awareness of the suffering of another, coupled with the wish to relieve it.
She remained a little longer, looked at him with compassion and went out.
ناستاسیا باز کمی ایستاد، با دلسوزی نگاهی بر وی انداخت و خارج شد.
-
شفقت
nounAnd so, you wind up most easily extending compassion to friends and allies.
بنابراین شفقت به دوستان و متحدان فرد گسترش مییابد.
-
Less frequent translations
- رحمت
- همدردی
- ترحم
- غمخواری
- همدلي
- حس ترحم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "compassion" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "compassion" with translations into Persian
-
گلباد
-
نامگذاری به ترتیب نقاط قطبنما
-
صفحه ی جهت یاب (صفحه ی مدرجی که مثل صفحه ساعت در قطب نما قرار دارد ولی قابل حرکت است تا بتوان بهترجهت یابی کرد) · صفحه ی قطب نما · گلباد
-
پرگار
-
(برای کار بدی) نقشه کشیدن · (به سر منزل مقصود) رسیدن · (صدا و آهنگ) دامنه · (صدا) رسایی · (قدیمی) دور زدن · (قدیمی) مدار · (معمولا جمع) پرگار (pair of compasses هم می گویند) · (میزان دانش و فهم و دید و غیره) میدان · برد · به دست آوردن 2 · توطئه کردن · تیررس · جهت یاب · حد · حدود · حصار · درک کردن · دریافتن 1 · رجوع شود به encompass 0 · ظرف، مدت · فهمیدن · قطب نما · قطبنما · محدوده · محوطه · مدور · مرز · مسیر مدور · منحنی شکل · نایل شدن · نوسان نما · پرگار · پیرامون · پیمودن · چرخیدن مسیر گردی را دور زدن · گرد · گستره
-
احاطه شده · پرگار
-
جهت یاب رادیویی · پرتو سویاب
-
قبلهنما