Translation of "concert" into Persian
کنسرت, کنسرتی, همسازی are the top translations of "concert" into Persian.
concert
verb
noun
grammar
(countable) A musical entertainment in which several voices or instruments take part. [..]
-
کنسرت
nouna musical entertainment in which several voices or instruments take part [..]
I want to talk to the famous pianist before his concert.
من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم.
-
کنسرتی
Olivier induced Christophe to give a concert, and hardly anybody came to it.
اولیویه کریستف را بر آن داشت که کنسرتی بدهد، اما تقریبا کسی در آن حضور نیافت.
-
همسازی
-
Less frequent translations
- همدلی
- توافق
- همکاری
- (موسیقی) هماهنگی
- هم کوشی
- وابسته به کنسرت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "concert" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "concert"
Phrases similar to "concert" with translations into Persian
-
(موسیقی) دارای چند بخش · با هم · بخش دار · جمعی · متصل · مشترک · هماهنگ
-
(موسیقی) پیانوی بزرگ (برای تالار کنسرت) · پیانوی بزرگ
-
(موسیقی) · حد معمول رسایی (که امروزه برای سازها و همچنین آواز چنین است : A بالای C میانی و نوسان حدود 044 بسامد درثانیه) · رسایی زیاد (کوک کردن سازهای کنسرت به طوری که صدایشان از حد معمول بلندتر باشد تا در تالار کنسرت بهترشنیده شود) · صدای نت ابزار گهنواز در کنسرت (مثل شیپور)
-
کنسرت مجلسی
-
(با دسته ی کنسرت) به سفر نمایشی رفتن · (موسیقی) تکنوازی کردن (در کنسرت ها)
-
ارکستر بادی
Add example
Add