Translation of "conformal" into Persian

همشکل, (نقشه برداری) همدیس are the top translations of "conformal" into Persian.

conformal adjective grammar

Describing something that conforms, especially that matches the shape of something. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • همشکل

    How foolish it would be for Jehovah’s worshippers today to try to conform to the world by similar means!

    بسیار ابلهانه است اگر کسی از عابدان یَهُوَه بخواهد با چنین کاری همشکل این دنیا شود.

  • (نقشه برداری) همدیس

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "conformal" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "conformal" with translations into Persian

  • (تاریخ انگلیس) پیروی از اصول و رسوم کلیسای انگلیکان · انطباق · تطابق · توافق · دنباله روی · مشابهت · مطابقت · موافقت · همدیسی · همرنگی (با جماعت) · همسازی · همسانی · همنوايى · همنوایی · پیروی
  • هندسه همدیس
  • مطابقت کردن، وفق دادن، پیروی کردن
  • ريختگيري كالبدشناختي · ریختگیری بدن · صورتبندی بدن
  • همانطوری که این نشان میدهد فقط یکی از آنها برای مطابقت نهایی انتخاب میشود
  • بررسی تقابل- ازمون برابر با اصل
  • (تاریخ انگلیس) از اصول و رسوم کلیسای انگلیکان پیروی کردن · (هندسه) همدیس بودن · انطباق دادن · دنباله روی کردن · سازگار شدن · سازگار کردن · مطابق · مطابقت داشتن · مطابقت داشتن با · مطابقت كردن · هم نوا شدن یاکردن · همانند شدن یا کردن · همدیسیدن · همرنگ جماعت شدن · همسان شدن یا کردن · همنوایی کردن · وفق دادن · پیروی کردن از · کنفرم بودن · یکجور کردن
  • (هندسه) وابسته به ترادیسی (ترانسفورماسیون) که در آن زاویه های مربوطه متساوی هستند · رجوع شود به conformity · همدیسی گوشه · همنوایی · پیروی
Add

Translations of "conformal" into Persian in sentences, translation memory