Translation of "confusing" into Persian

گیج کننده is the translation of "confusing" into Persian.

confusing adjective verb grammar

difficult to understand; not clear as lacking order, chaotic etc [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • گیج کننده

    adjective

    The hardest stare to ignore was also the most confusing one.

    نگاه خیرهای که نادیده گرفتنش از همه سخت تر بود از همه گیج کننده تر نیز بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "confusing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "confusing" with translations into Persian

  • اغتشاش · کنفوزیون
  • ماتریس درهمریختگی
  • آشفتگی · اختلال · اختلال (حواس یا اوضاع) · اشتباه گرفتن · اغتشاش · به جا نیاوردن · به هم ریختگی · بهت · بی ترتیبی · بی نظمی · حیرت · در هم آشفتگی · در هم و بر همی · دستپاچگی · سر در گمی · سراسیمگی · سرگشتگی · عوضی گرفتن · نابسامانی · هرج و مرج · گیجی
  • (چیزی را با چیز دیگر) اشتباه کردن · ابری کردن · از رو بردن · به هم زدن · تخدیر شدن · حواس (کسی را) پرت کردن · خجل کردن · درهم و برهم کردن · دستپاچه کردن · سر در گم کردن · سرمست کردن · سرگشته کردن · شرمسار کردن · عوضی گرفتن · قاطی پاتی کردن · مات کردن · مبهوت کردن · مست کردن · مشوش کردن · مغشوش کردن · نامرتب کردن · پریشان کردن · ژولیدن (شولیدن) · گوراندن · گیج کردن
  • آشفته · تارو مار · درهم · دست پاچه · سراسیمه · شرمسار · متفرق · مختل شده · مشنگ · هرج و مرج · پراکنده · گسیخته · گیج
  • (چیزی را با چیز دیگر) اشتباه کردن · ابری کردن · از رو بردن · به هم زدن · تخدیر شدن · حواس (کسی را) پرت کردن · خجل کردن · درهم و برهم کردن · دستپاچه کردن · سر در گم کردن · سرمست کردن · سرگشته کردن · شرمسار کردن · عوضی گرفتن · قاطی پاتی کردن · مات کردن · مبهوت کردن · مست کردن · مشوش کردن · مغشوش کردن · نامرتب کردن · پریشان کردن · ژولیدن (شولیدن) · گوراندن · گیج کردن
  • آشفتگی · اختلال · اختلال (حواس یا اوضاع) · اشتباه گرفتن · اغتشاش · به جا نیاوردن · به هم ریختگی · بهت · بی ترتیبی · بی نظمی · حیرت · در هم آشفتگی · در هم و بر همی · دستپاچگی · سر در گمی · سراسیمگی · سرگشتگی · عوضی گرفتن · نابسامانی · هرج و مرج · گیجی
  • آشفتگی · اختلال · اختلال (حواس یا اوضاع) · اشتباه گرفتن · اغتشاش · به جا نیاوردن · به هم ریختگی · بهت · بی ترتیبی · بی نظمی · حیرت · در هم آشفتگی · در هم و بر همی · دستپاچگی · سر در گمی · سراسیمگی · سرگشتگی · عوضی گرفتن · نابسامانی · هرج و مرج · گیجی
Add

Translations of "confusing" into Persian in sentences, translation memory