Translation of "confusion" into Persian
آشفتگی, اغتشاش, گیجی are the top translations of "confusion" into Persian.
A lack of clarity or order. [..]
-
آشفتگی
nounThere was something of the cess pool in that redoubt and something Olympian in that confusion.
در این پناهگاه اثری از مزبل، و در این آشفتگی چیزی آسمانی احساس میشد.
-
اغتشاش
nounI think the confusion here is that you are all very ignorant.
فکر ميکنم اغتشاش اينجا واسه اينه که شما همتون نادونين
-
گیجی
She took advantage of his confusion to escape, and ran up the stairs to the studio.
از گیجی شوهرش برای فرار استفاده کرده از پلههای استودیو بالا دویده بود،
-
Less frequent translations
- سراسیمگی
- اختلال
- بی نظمی
- هرج و مرج
- دستپاچگی
- حیرت
- سرگشتگی
- بهت
- نابسامانی
- اختلال (حواس یا اوضاع)
- اشتباه گرفتن
- به جا نیاوردن
- به هم ریختگی
- بی ترتیبی
- در هم آشفتگی
- در هم و بر همی
- سر در گمی
- عوضی گرفتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "confusion" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Confusion" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Confusion in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "confusion" with translations into Persian
-
اغتشاش · کنفوزیون
-
ماتریس درهمریختگی
-
گیج کننده
-
(چیزی را با چیز دیگر) اشتباه کردن · ابری کردن · از رو بردن · به هم زدن · تخدیر شدن · حواس (کسی را) پرت کردن · خجل کردن · درهم و برهم کردن · دستپاچه کردن · سر در گم کردن · سرمست کردن · سرگشته کردن · شرمسار کردن · عوضی گرفتن · قاطی پاتی کردن · مات کردن · مبهوت کردن · مست کردن · مشوش کردن · مغشوش کردن · نامرتب کردن · پریشان کردن · ژولیدن (شولیدن) · گوراندن · گیج کردن
-
آشفته · تارو مار · درهم · دست پاچه · سراسیمه · شرمسار · متفرق · مختل شده · مشنگ · هرج و مرج · پراکنده · گسیخته · گیج
-
(چیزی را با چیز دیگر) اشتباه کردن · ابری کردن · از رو بردن · به هم زدن · تخدیر شدن · حواس (کسی را) پرت کردن · خجل کردن · درهم و برهم کردن · دستپاچه کردن · سر در گم کردن · سرمست کردن · سرگشته کردن · شرمسار کردن · عوضی گرفتن · قاطی پاتی کردن · مات کردن · مبهوت کردن · مست کردن · مشوش کردن · مغشوش کردن · نامرتب کردن · پریشان کردن · ژولیدن (شولیدن) · گوراندن · گیج کردن
-
گیج کننده
-
آشفته · تارو مار · درهم · دست پاچه · سراسیمه · شرمسار · متفرق · مختل شده · مشنگ · هرج و مرج · پراکنده · گسیخته · گیج