Translation of "crabbed" into Persian
(خط) ناخوانا, اخمو, بدخلق are the top translations of "crabbed" into Persian.
crabbed
adjective
verb
grammar
Bad-tempered or cantankerous. [..]
-
(خط) ناخوانا
-
اخمو
-
بدخلق
-
Less frequent translations
- بدعنق
- بدقلق
- بغرنج
- ترشرو
- خرچنگ قورباغه
- درهم و برهم
- دشوار
- زود خشم
- سخت آموز
- ممزوج
- کژخوی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crabbed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "crabbed" with translations into Persian
-
خرچنگهای معمولی
-
(جانور شناسی) خرچنگ صدف زی (تیره ی Pinnotheridae)
-
(جانور شناسی) خرچنگ کاونده (جنس Uca که جنس نر آن دارای چنگال های تا به تا است)
-
رجوع شود به jequirity
-
خرچنگهای برفی
-
(آدم) بدخلق · (جانورشناسی) خرچنگ (از راسته ی Decapoda - دارای پنج جفت پا هستند که جفت اولی به شکل چنگک در آمده است) · (در اصل) آزردن · (عامیانه) شکوه کردن · (نجوم - C بزرگ) استارگان (مجمع الکواکب) سرطان · (هواپیمایی - حرکت ظاهری هواپیما به یکی از طرفین هنگام برخورد با باد مخالف)کنار کش · اخم و تخم کردن · اخمو · از پهلو حرکت کردن · انواع بندپایان (arthropods) شبیه به خرچنگ · بارافراز · باربردار · بدخلقی · بدخلقی کردن · بدخویی کردن · بدعنق · بدقلق · برج سرطان · برج سرطان (چهارمین برج منطقه البروج) · به صید خرچنگ رفتن · ترشرو · ترشرو شدن · ترشرویی · ترشرویی کردن · جرثقیل · جنگار · خرچنگ · خرچنگ شکار کردن · خرچنگ گیری کردن · رجوع شود به crab apple · رجوع شود به crab louse · رنجه داشتن · سرطان · شپشک · غرولند کردن · وابسته به سیبچه · چنگار · کرزنگ · کنارکش رفتن · کنارکش کردن · گوشت خرچنگ (که خوراکی است) (crab meat هم می گویند)
-
سیب خودروی اروپایی
-
عنکبوت خرچنگی
Add example
Add