Translation of "cracking" into Persian
کراکینگ, (عامیانه) خیلی, (پالایش نفت) کراکینگ (فرو شکستن هیدروکربن ها و تبدیل بخشی از آنها به فرآورده های سبک تر مانند بنزین) are the top translations of "cracking" into Persian.
cracking
noun
adverb
adjective
verb
grammar
(chemistry) The thermal decomposition of a substance, especially that of crude petroleum in order to produce petrol / gasoline. [..]
-
کراکینگ
thermal decomposition [..]
-
(عامیانه) خیلی
-
(پالایش نفت) کراکینگ (فرو شکستن هیدروکربن ها و تبدیل بخشی از آنها به فرآورده های سبک تر مانند بنزین)
-
Less frequent translations
- بسیار
- خوش تیپ
- خوش لباس
- شکستگی
- شیک
- شیک پوش
- عالی و معرکه
- فروشکست
- محشر
- ملکول شکنی
- هلویی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cracking" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cracking" with translations into Persian
-
افشه · بلغور · فروشه · گندم نیم کوفته
-
(صدا) دورگه · (عامیانه) خل · احمق · بی مخ · ترک خورده · ترکدار · زمخت · شکسته · کلفت
-
کرک کردن نرمافزار
-
آغاز رستاخیز · روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز قیامت · محشر
-
شکاف سم اسب (عمود براستخوان که موجب لنگی می شود)
-
(امریکا - خودمانی) کوشیدن · (با ضربه ی ناگهان و تند) زدن · (بازرنگی یا کوشش) داخل شدن 5 · (خودمانی) هروئین خالص (به صورت کلوخه های ریز برای دود کردن) · (در مورد صدا مثلا هنگام بلوغ یا سرماخوردگی) خشن وشکسته شدن یا کردن · (در مورد نفت و غیره) کراکینگ کردن · (در و پنجره) کمی باز کردن · (رمز و غیره را) شکستن · (صدای شکستن شیشه و ترکه و غیره) ترق · (عامیانه - به زور یا با کوشش) گشودن · (عامیانه) باز کردن و مصرف کردن (یا خوردن) · (عامیانه) خود را قبولاندن · (عامیانه) در هم شکسته شدن (روحیه و غیره) 0 · (قدیمی - خودمانی) دزد خانه ها · (ناگهان) کوفتن 3 · آزمودن 0 · آن · باز کردن 6 · ترق کردن · ترک · ترک انداختن · ترک برداشتن · ترک خوردن · ترک دار کردن یا شدن · تقدیم · جوک · جوک گفتن 8 · در هم شکستن · در هم کوبیدن 1 · درز · درزدار کردن · دوبلو شدن · دوبلو شدن صدا · دورگه شدن · دورگه شدگی · رخ · رخنه · زاو · زبردست · سجاف · سرقت از منازل 1 · شوخی (زبانی) · شکاف · شکاف دیوار · شکستگی · شکستگی صدا · صدای ترک خوردن یا شکستن ایجاد کردن · صدای ترکیدن ایجاد کردن · طعنه · طغیان · طنز · عالی · عرضه · لحظه 9 · لطیفه گفتن · ماهر · ملکول شکنی کردن (رجوع شود به cracking) 2 · هنگام · پیشنهاد · پیشکش · کارکشته · کراک کوکائین · کفیدن · کلفت شدن · گردباد · گرفتگی صدا · گشودن 4 · گشودن و خواندن 71 - (خودمانی) لطیفه
-
تیرانداز ماهر
Add example
Add