Translation of "crackled" into Persian
سروصدا کردن is the translation of "crackled" into Persian.
crackled
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of crackle. [..]
-
سروصدا کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crackled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "crackled" with translations into Persian
-
(با صدای ترق و تروق) شکسته شدن · (در چینی ها یا نقاشی های قدیمی و غیره) ترک های ریز · (سطح چیزی) دارای ترک های ریز شدن · (صدای چوب خشک هنگام سوختن) ترق تروق کردن · ترق ترق · ترق ترق کردن · ترکدار شدن · حرارت · خش خش · درخشان و چشمگیر بودن · درق شکستن · رجوع شود به crackleware · زنده دلی · سرزنده بودن · سرزندگی · صدای ترق و تروق · نشاط · پرنشاط بودن · چرق چرق کردن
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
-
کراکل
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
Add example
Add