Translation of "crock" into Persian
خنور, دوده, سبو are the top translations of "crock" into Persian.
crock
verb
noun
grammar
A stoneware or earthenware jar or storage container. [..]
-
خنور
stoneware or earthenware jar
-
دوده
noun -
سبو
noun
-
Less frequent translations
- مزخرف
- سفالینه
- لکنته
- خمره
- فرتوت
- قراضه
- کثافت
- (بیمار) نق نقو
- (خودمانی) بیمار خیالی
- (خودمانی)چرند
- (شخص یا چیز) زهواردر رفته
- (عامیانه - معمولا با: up) از کار انداختن
- (محلی - بیشتر در انگلیس)
- (کوزه یا بستو) سفال
- از کار افتادن
- اسب پیر و زهوار دررفته
- اغراق آمیز
- بی معنی
- دوده ای کردن
- دوده بخاری
- رنگ پس دادن (پارچه)
- رنگی که پارچه ی تازه رنگرزی شده پس می دهد
- سفال شکسته
- ظرف سفالی
- فلج شدن یا کردن
- پاره سفال (قطعات شکسته ی ظرف سفالی)
- پیر هاف هافو
- چرند پرند
- کثیف کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crock" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add