Translation of "crocked" into Persian
هوسباز, مسحور, مبهوت are the top translations of "crocked" into Persian.
crocked
adjective
verb
grammar
(North America) drunk (of a person) [..]
-
هوسباز
adjective -
مسحور
adjective -
مبهوت
adjective
-
Less frequent translations
- (امریکا - خودمانی) سیاه مست
- آسیب دیده
- جادو شده
- شکسته
- مست و خراب
- مسموم شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crocked" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "crocked" with translations into Persian
-
(بیمار) نق نقو · (خودمانی) بیمار خیالی · (خودمانی)چرند · (شخص یا چیز) زهواردر رفته · (عامیانه - معمولا با: up) از کار انداختن · (محلی - بیشتر در انگلیس) · (کوزه یا بستو) سفال · از کار افتادن · اسب پیر و زهوار دررفته · اغراق آمیز · بی معنی · خمره · خنور · دوده · دوده ای کردن · دوده بخاری · رنگ پس دادن (پارچه) · رنگی که پارچه ی تازه رنگرزی شده پس می دهد · سبو · سفال شکسته · سفالینه · ظرف سفالی · فرتوت · فلج شدن یا کردن · قراضه · لکنته · مزخرف · پاره سفال (قطعات شکسته ی ظرف سفالی) · پیر هاف هافو · چرند پرند · کثافت · کثیف کردن
-
(نام تجارتی) خوراکپز برقی سفالی (برای آهسته پزی آبگوشت و غیره) (crockpot هم می نویسند)
-
آرامپز
Add example
Add