Translation of "crumble" into Persian
خرد شدن, فاسدشدن, فروپاشیدنی are the top translations of "crumble" into Persian.
crumble
verb
noun
grammar
A dessert of British origin containing stewed fruit topped with a crumbly mixture of fat, flour, and sugar. [..]
-
خرد شدن
verbTo reduce in small fragments.
2 miles up, the crumbling precipices seem devoid of life.
به نظر مي رسد كه دو مايل بالاتر ، صخره هاي در حال خرد شدن عاري از حيات هستند
-
فاسدشدن
verb -
فروپاشیدنی
-
Less frequent translations
- (انگلیس - خوراک پزی) پای داغ
- (نادر) خرده ریز
- به قطعات کوچکتر تبدیل شدن یا کردن
- تکه تکه شدن
- خرده نان (و غیره)
- فرو ریختن
- فرو پاشیدن
- هرچیز در حال فروریزی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crumble" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "crumble" with translations into Persian
-
زوال یافته · فاسد شده · چیز خرد شده
-
باريكهبري · خردسازی · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · پوستهپوستهسازی · گردسازي
-
(زود) فروپاش · ترد · خرده ریزه · خرده مانند · ساخته شده از قطعات کوچک · سست · شکننده · مانند خرده ی نان (یا کیک و غیره)
-
باريكهبري · خردسازی · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · پوستهپوستهسازی · گردسازي
Add example
Add