Translation of "crumbs" into Persian
خرده نان is the translation of "crumbs" into Persian.
crumbs
interjection
verb
noun
Plural form of crumb. [..]
-
خرده نان
nounThe doleful sounds got entangled in his mustache, knocking off the crumbs of bread.
اصوات ناموزون در سبیلهایش که خرده نان از آنها میریخت گیر میکرد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crumbs" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "crumbs" with translations into Persian
-
آرد سوخاری
-
(آشپزی) با لایه ای از خرده نان پوشاندن (مثلا گوشت مرغ را) · (امریکا - خودمانی) آدم پست فطرت · (قدیمی - حرف ندا) عجب ! · (قطعه ای از هر چیز) ریزه · (نادر)فرو ریختن · از خرده نان (و غیره) پاک کردن · بریده · تکه · تکه تکه شدن · خرده · خرده (به ویژه خرده نان یا خرده ی شیرینی و غیره) · خرده نان · خمیر نان (بخش میانی و نرم نان) · درونه ی نان · نابکار (crumbum هم می گویند) · نه بابا! · پاره (بیشتر در مورد دانش و اطلاعات و امید و غیره) · کوزه گلی
-
آرد سوخاری
Add example
Add