Translation of "crushing" into Persian

سنگشكني, باريكهبري, خرد کننده، سنگی، گران، وزین are the top translations of "crushing" into Persian.

crushing adjective verb noun grammar

Present participle of crush. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سنگشكني

  • باريكهبري

  • خرد کننده، سنگی، گران، وزین

  • Less frequent translations

    • خردسازی
    • رندهكردن
    • ريزسازی
    • سرکوبی
    • سنگین، خرد کننده، گران
    • پوستهپوستهسازی
    • گردسازي
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "crushing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "crushing" with translations into Persian

  • خرد شدن
  • خاموش کردن
  • (با: against یا into یا to و غیره) فشردن · (عامیانه - معمولا با: on) خاطرخواهی · آب میوه · آرد کردن · آزار دادن · ازدحام · تبه کردن، تباه کردن، نابود کردن · تراکم (مردم یا اشیا یا حیوانات) · خرد کردن · خرد کردن یا شدن · درهم شکستن · درهم کوفتن · دلدادگی · سخت شکست دادن · شربت · شکردن · ظلم و جور کردن · عشق زودگذر · فشار جمعیت · فشردگی · له کردن · له کردن یا شدن · مورد تعدی قرار دادن · هوس · چلاندن · چپاندن
  • خورد و خمیر، درب و داغان
  • اعدام با فیل
  • سنگ مثانه · سنگریزه · شن · شنی
  • متلاشی شده، مضمحل شده، در هم شکسته، درب و داغان
  • خردکردن دانه
Add

Translations of "crushing" into Persian in sentences, translation memory