Translation of "cumulation" into Persian

انباشتگی, گردوری, توده are the top translations of "cumulation" into Persian.

cumulation noun grammar

The act of heaping together; a heap. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • انباشتگی

  • گردوری

  • توده

    noun
  • جمع وری

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cumulation" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "cumulation" with translations into Persian

  • انباشتن · انباشته · توده شده · توده کردن یا شدن · کپه
  • (هواشناسی - ابر) پشته سان · متراکم · پشته دیس · پشته مانند · کومه مانند
  • (در انتخابات پارلمانی و غیره) رای انباشته (هر رای دهنده به تعداد نامزدها رای دارد و می تواند هریک از آنها را به یکی از نامزدهابدهد و یا همه را به یک فرد بدهد) · حق رای تجمعی
  • (حقوق - وابسته به شواهد و مدارکی که شواهد و مدارک قبلی را تایید می کند) مضاعف · اضافی · افزاینده · افزوده (در مورد مدت زندان) · انباشتی · تراکمی · تصاعدی · جمع شونده · فزاینده · فزونگر · مرکب · موید · هم افزود (در موردمجازات)
  • سهام ممتاز جمع شونده
  • سهام ممتاز جمع شونده
  • مخفف کلمه جمع شونده
  • توزیع شانس وقوع تجمعی
Add

Translations of "cumulation" into Persian in sentences, translation memory