Translation of "cumulative" into Persian
جمع شونده, انباشتی, فزاینده are the top translations of "cumulative" into Persian.
cumulative
adjective
grammar
That is formed by accumulation of successive additions [..]
-
جمع شونده
adjectiveThe cumulative effect of continuous betterment over time is the achievement of extraordinary levels of efficiency and quality.
تاثیر جمعی و جمع شونده بهتر شدن پیوسته، رسیدن به سطح کار آیی و کیفیت بهتر است.
-
انباشتی
-
فزاینده
Does this have cumulative effects?
آیا این امر پیامدهای فزاینده ای دارد؟
-
Less frequent translations
- افزاینده
- تراکمی
- تصاعدی
- فزونگر
- موید
- مرکب
- اضافی
- (حقوق - وابسته به شواهد و مدارکی که شواهد و مدارک قبلی را تایید می کند) مضاعف
- افزوده (در مورد مدت زندان)
- هم افزود (در موردمجازات)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cumulative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "cumulative" with translations into Persian
-
انباشتن · انباشته · توده شده · توده کردن یا شدن · کپه
-
(هواشناسی - ابر) پشته سان · متراکم · پشته دیس · پشته مانند · کومه مانند
-
(در انتخابات پارلمانی و غیره) رای انباشته (هر رای دهنده به تعداد نامزدها رای دارد و می تواند هریک از آنها را به یکی از نامزدهابدهد و یا همه را به یک فرد بدهد) · حق رای تجمعی
-
انباشتگی · توده · جمع وری · گردوری
-
سهام ممتاز جمع شونده
-
سهام ممتاز جمع شونده
-
مخفف کلمه جمع شونده
-
توزیع شانس وقوع تجمعی
Add example
Add