Translation of "cushion" into Persian

بالش, کوسن, متکا are the top translations of "cushion" into Persian.

cushion verb noun grammar

A soft mass of material stuffed into a cloth bag, used for comfort or support; for sitting on, kneeling on, resting one's head on etc. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بالش

    noun

    soft material in cloth bag

    Meggie lounged on a cushioned cane settee on the veranda.

    مگی بر مبلی حصیری بالش داری لمیده بود.

  • کوسن

    noun

    soft material in cloth bag

    You drop the cushions on the floor to plump them up.

    بايد کوسن ها رو بندازي زمين تا پف کنن.

  • متکا

    soft material in cloth bag

  • Less frequent translations

    • چنبره
    • کمک فنر
    • پشتی
    • بالشت
    • نازبالش
    • تشکچه
    • تکانگیر
    • دژپیه
    • زیرسازی
    • مخده
    • (از شدت افتادن) کاستن 1
    • (از شدت هر چیزی) کاستن
    • (در کفش یا در موتور و غیره - آنچه از شدت ضربه یابرخورد بکاهد) تویی اضافی (کفش)
    • (صدا و ضربه و غیره - جذب کردن و از بین بردن) کاستن
    • (مبل و کاناپه و غیره) تشک (به ویژه اگر قابل برداشتن و گذاشتن باشد)
    • (مثلا زیر تشک) پنهان کردن
    • (هر چیز بالش مانند) بالشچه
    • (کالبدشناسی - چربی یا بافت انباشته و بالش مانند) نرمچه
    • بالش دار کردن
    • بالشتک (که مثلا برای مزید راحتی روی صندلی اتومبیل می گذارند)
    • تکانگیری کردن 0
    • روی بالش (یا هر چیز بالش مانند) قرار دادن
    • ضربه کاهی کردن
    • ضربه گیر
    • مسکوت گذاشتن
    • ملایم کردن
    • پشتی دار کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "cushion" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "cushion"

Phrases similar to "cushion" with translations into Persian

  • (کشتی که به کمک پروانه در بالای سطح آب حرکت می کند) کشتی هوارو · هاورکرافت · هواناو
  • حاشیه اشتباه
  • (مکانیک) ضربه گیر (یا کمک فنر) بادی · بالش یا متکای بادی · تشکچه ی بادی · لایه ی هوا
  • احتیاط در حسابداری
Add

Translations of "cushion" into Persian in sentences, translation memory