Translation of "diligence" into Persian

دلیجان, مجاهدت, پشت کار are the top translations of "diligence" into Persian.

diligence noun grammar

(religion) One of the seven contrary virtues, opposite the vice of sloth. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دلیجان

    noun

    You must have been very cold in that diligence!

    گمان میکنم که در دلیجان از سرما به شما بد گذشته باشد.

  • مجاهدت

    noun
  • پشت کار

    noun
  • Less frequent translations

    • کوشایی
    • سعی
    • ابتکار
    • عجله
    • (به ویژه در فرانسه) دلیجان
    • (حقوق) احتیاط لازم
    • (مهجور) سرعت
    • بشولی (در مقابل negligence)
    • جد و جهد
    • سخت کوشی
    • سعی صادقانه
    • سعی و کوشش
    • پیشه و هنر
    • کالسکه ی همگانی
    • کوشش پیوسته
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "diligence" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "diligence" with translations into Persian

  • باکوشش · بجد · ساعیانه
  • سعی و کوشش · پشت کار · کوشش پیوسته
  • بشول · ساعی · سخت کوش · كوشنده · مجدانه · مداوم · مستمر · پرپشتکار · پشت کاردار · پیگیر · کارا · کوشا · کوشنده
  • بشول · ساعی · سخت کوش · كوشنده · مجدانه · مداوم · مستمر · پرپشتکار · پشت کاردار · پیگیر · کارا · کوشا · کوشنده
  • بشول · ساعی · سخت کوش · كوشنده · مجدانه · مداوم · مستمر · پرپشتکار · پشت کاردار · پیگیر · کارا · کوشا · کوشنده
  • بشول · ساعی · سخت کوش · كوشنده · مجدانه · مداوم · مستمر · پرپشتکار · پشت کاردار · پیگیر · کارا · کوشا · کوشنده
  • باکوشش · بجد · ساعیانه
Add

Translations of "diligence" into Persian in sentences, translation memory