Translation of "diligency" into Persian
سعی و کوشش, پشت کار, کوشش پیوسته are the top translations of "diligency" into Persian.
diligency
noun
diligence; care
-
سعی و کوشش
Amaranta looked after him with a loving diligence.
در این میال آماران تا نیز بیکار ننشسته، با سعی و کوشش عاشقانهاش مراقب وی بود،
-
پشت کار
-
کوشش پیوسته
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "diligency" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "diligency" with translations into Persian
-
باکوشش · بجد · ساعیانه
-
(به ویژه در فرانسه) دلیجان · (حقوق) احتیاط لازم · (مهجور) سرعت · ابتکار · بشولی (در مقابل negligence) · جد و جهد · دلیجان · سخت کوشی · سعی · سعی صادقانه · سعی و کوشش · عجله · مجاهدت · پشت کار · پیشه و هنر · کالسکه ی همگانی · کوشایی · کوشش پیوسته
-
بشول · ساعی · سخت کوش · كوشنده · مجدانه · مداوم · مستمر · پرپشتکار · پشت کاردار · پیگیر · کارا · کوشا · کوشنده
-
بشول · ساعی · سخت کوش · كوشنده · مجدانه · مداوم · مستمر · پرپشتکار · پشت کاردار · پیگیر · کارا · کوشا · کوشنده
Add example
Add