Translation of "dirt" into Persian
چرک, خاک و خل, کثافت are the top translations of "dirt" into Persian.
dirt
verb
noun
adjective
grammar
Soil or earth. [..]
-
چرک
adjective nounstain or spot (on clothes etc)
just iook at yourself. youre covered in dirt
به خودت نگاه کن توي چرک غلط ميزني
-
خاک و خل
soil or earth
What are you doing down there in the dirt?
اون پايين تو اون خاک و خل چي کار مي کني ؟
-
کثافت
nounYou've lived in dirt too long to know anything else.
تو مدتها تو کثافت زندگی کردی و هیچی سرت نمی شه .
-
Less frequent translations
- خاک
- گه
- گل
- زمین
- فساد
- خار
- نجاست
- روغن
- فضله
- پلشتی
- شوخگنی
- فژگندی
- چخ
- کالچ
- کرفتی
- نامردی
- سعایت
- فرومایگی
- دوده
- گریس
- ککه
- هرزگی
- تباهی
- رذالت
- ناپاک
- وراجی
- تهمت
- شوخ
- چرند
- افتضاح
- غیبت
- زننده
- (سخن و نگارش و هنر) مخالف اخلاقیات
- (هرچیز ناخوشایند و تنفرانگیز) پلید
- (کان طلا) خاکه ی زاید (که طلای آن شسته شده است)
- خاک (به ویژه خاک باغچه)
- خاکی (در مقابل آسفالته و غیره)
- روغن اتومبیل
- سخن چینی
- هرزه دهانی
- هرزه نگاری
- هرزه گویی
- پست فطرتی
- پشت سر دیگری حرف زدن
- کثافت کاری
- کثیف کردن
- گل و لای
- گناه دیگری را سستن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dirt" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
DIRT
Acronym
Deposit Interest Retention Tax
+
Add translation
Add
"DIRT" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for DIRT in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "dirt"
Phrases similar to "dirt" with translations into Persian
-
حشره · عنکبوت · کرم خوراک · کرم ریز
-
دوچرخه ی صحرایی (که تایرهای کلفت و پرعاج دارد) · موتورسیکلت صحرایی
-
بسیار ارزان · کم ارزش · کم بها
-
(عامیانه - کشاورزی که در زمین کوچکی که متعلق به خودش می باشد کشت می کند) خرده کشاورز
-
(خاک معدنی و غیره) قابل بهره برداری · سود آور · منفعت
Add example
Add