Translation of "dislocated" into Persian
ازمفصل درامده, بهم خورده, جابجاشده are the top translations of "dislocated" into Persian.
dislocated
adjective
verb
Simple past tense and past participle of dislocate. [..]
-
ازمفصل درامده
-
بهم خورده
-
جابجاشده
-
دررفته
Fauchelevent had dislocated his kneepan in his fall.
فوشلووان هنگام سقوط زیر گاری کاسه زانویش از جا دررفته بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dislocated" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dislocated" with translations into Persian
-
(فیزیک) جا به جایی (بلورهای فلز) · به هم خوردگی · تغییر مکان · جا به جا شدگی · دررفتگی · دررفتگی (استخوان) · دگرجایی · نابجایی
-
(استخوان و مفصل) جا به جا شدن · از جادررفتن · به هم زدن · بی ترتیب کردن · بی خانمان کردن · تغییر مکان دادن · جا به جا کردن · جابجا کردن · در جای عوضی قرار دادن · در رفتن · درهم و برهم کردن · مختل کردن · پس و پیش کردن
-
دررفتگی
-
دررفتگی مفصل شانه
-
دررفتگی مفصل ران
-
جابجاشدگيها · دررفتگیها
-
قطع شغل
-
(فیزیک) جا به جایی (بلورهای فلز) · به هم خوردگی · تغییر مکان · جا به جا شدگی · دررفتگی · دررفتگی (استخوان) · دگرجایی · نابجایی
Add example
Add