Translation of "dissipative" into Persian
اسراف امیز, پراکنده سازنده are the top translations of "dissipative" into Persian.
dissipative
adjective
grammar
That dissipates, or causes dissipation [..]
-
اسراف امیز
-
پراکنده سازنده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dissipative" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dissipative" with translations into Persian
-
از میان رفتن · افشاندن · برطرف کردن · به بطالت گذراندن · تلف کردن · تلف کردن یا شدن · حرام کردن · زایل کردن یا شدن · عیاشی کردن · متفرق کردن · می گساری کردن · ناپدید شدن · نفله کردن یا شدن · هدر دادن · پاشیدن · پخش کردن یا شدن · پراشیدن · پراکندن
-
(فیزیک - زیست شناسی) پراکنش نیرومایه · اتلاف · اتلاف انرژی (dissipation of energy هم می گویند) (در مقابل : conservation of energy) · اسراف · الگو:انرژی · برطرف سازی · برگشتناپذیری · بی بندوباری · تفرق · زایل سازی · زدایش · عیاشی · می گساری · نفله سازی · هدردهی · هرزگی · پخش و پلاشدگی · پراشیدگی · پراکندگی
-
تئوری اتلافات نوسان
-
(در اثر عشرت طلبی و می خوارگی) علیل المزاج · افسار گسیخته · بی بندوبار · بیمارگونه · تلف (شده) · رنجور · عیاش · متفرق · نفله · هدر رفته · هرزه · پخش و پلا · پراکنده
Add example
Add