Translation of "distinguish" into Persian

مشخص کردن, تشخیص دادن, نیمادن are the top translations of "distinguish" into Persian.

distinguish verb grammar

Archaic spelling of distinguish. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مشخص کردن

    verb

    Researchers have distinguished that fish show pain behavior the same way mammals do.

    پژوهشگران مشخص کرده اند که ماهی ها در برابر درد همان عکس العملی را که .پستانداران دارند ، از خود نشان می دهند

  • تشخیص دادن

    It is hard to distinguish you from your brother.

    تشخیص دادن تو از برادرت دشوار است.

  • نیمادن

  • Less frequent translations

    • بازشناختن
    • (با هریک از حواس پنجگانه) دریافتن
    • (برجسته و مفتخر کردن) ممتاز کردن
    • انتخاب کردن
    • برتر نمودن
    • تمیز دادن
    • جدا کردن
    • جدا کردن و طبقه بندی کردن
    • درک کردن
    • فرق گذاشتن
    • ویژگی (چیزی) بودن
    • پی بردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "distinguish" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "distinguish" with translations into Persian

  • (ارتش امریکا) نشان صلیب خدمات ممتاز · (نیروی دریایی انگلستان) نشان خدمات برجسته
  • (آدم) برجسته · با ابهت · برجسته · تحمیل کننده · دارای اختیار · سرشناس · شهیر · طراز اول · متمایز · متین · ممتاز · موقر
  • اختصاصی · تشخیص دهنده · مجزا · مشخص
  • تشخیص پذیر · فرق گذاشتنی · قابل تشخیص
  • (ارتش امریکا) نشان خدمات پرارزش · (نیروی دریایی انگلستان) نشان خدمت پرارزش جنگی
  • نام متمایز
  • (ارتش انگلستان) نشان رسته ی ممتازان
  • (ارتش امریکا) نشان صلیب پرواز ممتاز · (نیروی هوایی انگلستان) نشان شجاعت در نبرد هوایی
Add

Translations of "distinguish" into Persian in sentences, translation memory