Translation of "distinguishable" into Persian

تشخیص پذیر, فرق گذاشتنی, قابل تشخیص are the top translations of "distinguishable" into Persian.

distinguishable adjective grammar

Able, or easily able to be distinguished. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تشخیص پذیر

  • فرق گذاشتنی

  • قابل تشخیص

    scarce, by this dim light, distinguishable from the trees;

    فرن دین در آن روشنایی ضعیف به سختی از میان درختان قابل تشخیص بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "distinguishable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "distinguishable" with translations into Persian

  • (ارتش امریکا) نشان صلیب خدمات ممتاز · (نیروی دریایی انگلستان) نشان خدمات برجسته
  • (آدم) برجسته · با ابهت · برجسته · تحمیل کننده · دارای اختیار · سرشناس · شهیر · طراز اول · متمایز · متین · ممتاز · موقر
  • اختصاصی · تشخیص دهنده · مجزا · مشخص
  • (ارتش امریکا) نشان خدمات پرارزش · (نیروی دریایی انگلستان) نشان خدمت پرارزش جنگی
  • نام متمایز
  • (ارتش انگلستان) نشان رسته ی ممتازان
  • (با هریک از حواس پنجگانه) دریافتن · (برجسته و مفتخر کردن) ممتاز کردن · انتخاب کردن · بازشناختن · برتر نمودن · تشخیص دادن · تمیز دادن · جدا کردن · جدا کردن و طبقه بندی کردن · درک کردن · فرق گذاشتن · مشخص کردن · نیمادن · ویژگی (چیزی) بودن · پی بردن
  • (ارتش امریکا) نشان صلیب پرواز ممتاز · (نیروی هوایی انگلستان) نشان شجاعت در نبرد هوایی
Add

Translations of "distinguishable" into Persian in sentences, translation memory