Translation of "distractive" into Persian

برگرداننده یااشغال کننده فکر, پریشان سازنده, گیج کننده are the top translations of "distractive" into Persian.

distractive adjective grammar

causing distraction [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • برگرداننده یااشغال کننده فکر

  • پریشان سازنده

  • گیج کننده

    This is my distraction dance.

    این رقص گیج کننده ی منه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "distractive" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "distractive" with translations into Persian

  • آشفته · سربه هوا
  • آشفتگی · تفریح (آنچه که حواس را به چیز دیگری معطوف می کند) · حواس پرتی · حواسپرتی · درماندگی · دیوانگی · سردرگمی · سرگرمی · شوریدگی · ماژ · موجب حواس پرتی · پرت اندیش ساز · پرت اندیشی · پرشیدگی · پریشانی · گیجی
  • (مهجور) دیوانه کردن · آشفتن · آشفته کردن · اغفال کردن · توجه کسی را منحرف کردن · حواس (کسی را) پرت کردن · حواس کسی را به چیز دیگری معطوف کردن · دچار اختلال مشاعر کردن · سختي · سردرگم کردن · سرگرم کردن · شوریده کردن · پرشیدن · پریشان کردن · گیج کردن
  • (مهجور) دیوانه کردن · آشفتن · آشفته کردن · اغفال کردن · توجه کسی را منحرف کردن · حواس (کسی را) پرت کردن · حواس کسی را به چیز دیگری معطوف کردن · دچار اختلال مشاعر کردن · سختي · سردرگم کردن · سرگرم کردن · شوریده کردن · پرشیدن · پریشان کردن · گیج کردن
Add

Translations of "distractive" into Persian in sentences, translation memory